گذري بر ابهام در شعر نيما

من چهره‏ام گرفته / من قايقم نشسته به خشكي

فرياد مي‏زنم / در راه پر مخافت اين ساحل خراب

و فاصله است با آب / امدادي اي رفيقان با من

گل كرده است پوزخندشان امّا / برمن / بر قايقم كه نه موزون

بر حرفهايم درچه ره و رسم / بر التهابم از حد بيرون (1)

 

          نيما در شعر فوق حال خود و شعرش را توصيف مي‏كند . شعر «آهنگرش» نيز چنين توصيفي است و تمثيلي است از او و شيوة شاعري‏اش .

 

ادامه نوشته

نرگسان منثور بهار  (تأمل در برخی ویژگیهای نثر بهار)  

بهار از نسل و تبار نویسندگانی است که سهمی در خور و شایسته در تحویل نثر مغلق و پیچیده دوره قاجار به نثر ساده و روان امروز داشت اما درخشش و عظمت چهره شاعری او مجال ظهور و بروز به تراوشات فکری و تتبعات علمی و آفرینش های ذوقی دیگر او نداد. در حالی که در نثر و حتی نمایش نیز قریحه خود را آزمود و با غوص در این بحر عظیم نیز درر زیبا و پربهایی بر خزانه و گنجینه زبان و ادب فارسی افزود. نمایشهای «تودوبید»،
«قلب شاعر»، «چهار دختر» و «تربیت نااهل» در پرده ها و صحنه ها خوش درخشیده اند. تاریخ تطور نثر او مبدأ تاریخ سبک شناسی در ایران است. مقاله ها و خطابه های او که در شمار از مرز 300 گذشته اند و صد مقاله از آنها با تلاش یکی از دوستداران فرهنگ ایران به چاپ رسیده است، گواهی عدل بر توان این شخصیت برجسته در عرصه ادبیات منثور است.

سبک بهار علی الخصوص شیوه جمله بندی، ترکیب سازی زبان او نشان می دهد که تا چه حد بهار و نویسندگان معاصر او در پیدایش، تقویت و تحول سبک نثر دوره ی او موثر بوده است. هر چند اسلوب بیان بهار و معاصران او تحت نهضت و تحولی بود که در سایه انقلاب مشروطه در نثر پدید آمده بود.

ادامه نوشته