تاملي درپيشوندهاي فعلي وتطورآن ها در زبان فارسي

يكي از انواع فعل‌هاي زبان فارسي، فعل‌هاي پيشوندي هستند. اين نوع افعال از دوره باستان تا به امروز در زبان فارسي رايج بوده‌اند امّا بسامد آنها در زبان علي‌الخصوص در زبان فارسي دري رو به كاهش بوده است. پيشوند اين افعال كه عنصر غير فعلي گروه فعلي را تشكيل مي‌دهد عمدتاً مفهوم جهت، سمت و جهت حركت را نشان مي‌دهد و گاهي نيز تقويت معنا و تاكيد وقوع فعل را مي‌رساند و گاهي نيز در افزايش يا ايجاد معناي جديد در گروه فعلي ايفاي نقش مي‌كند. پيشوند در اين دسته از افعال در مسير تحول و تطور جاي خود را به قيد يا متمم يا عنصر غير فعلي اسم و صفت در جمله داده است.

ادامه نوشته

رويکردی نو به ايهام حافظ

ايهام از موضوعات بديع معنوی است. اين صنعت يکی از شگردهای زبانی است که در آن گوينده از واژه يا عبارت و جمله ای در کلام استفاده می کند که به جهت پیوندی که با ديگراجزاوسازه های کلام دارد،دو يا چند معنا رابه ذهن متبادرمی کند. دامنه ی شمول ايهام منحصر به واژه يا لفظ نيست بلکه عبارت وجمله را نيز در برمی گيرد. در اين مقاله از اين ترفند وشگرد شيرين هنری وانواع واقسام آن مخصوصاً انواع آن در محدوده عبارت وجمله در شعر حافظ سخن رفته است. حافظ با توجه به علم ودانش ژرفی که به زبان فارسی داشته است, از اين شيوه استفاده بجا, مناسب واعجاز آوری کرده است واگر سبک او را سبک ايهام می خوانند از اين روست. در شعر او غزلی نمی توان يافت که دارای ايهام نباشد. حافظ در اين شگرد هنری نوآوری هايي دارد که در اين مقاله سعی شده نموده شود.

ادامه نوشته

بررسي و تحليل خسرو و شيرين نظامي و فرهاد و شيرين وحشي(قسمت اول)

     يكي از انواع شعر فارسي ، نوع غنايي است . شعر غنايي ، شعري است كه مستقيماً احساسات و عواطف شخصي و خصوصي شاعر را بيان مي كند ، و شعري است كه بيانگر عشق شاعر ، پيري او و تأثر وي از مرگ خويشان و دوستان وي است ، و از وطن پرستي و بشر دوستي و خداشناسي او سخن مي گويد.

بطور كلي شعر غنايي هم بر اشعار عاشقانه اطلاق مي شود و هم بر اشعار تراويده از احساسات و عواطف شاعر اطلاق
مي گردد و اگر مرثيه يا سوگ سروده را از دستة اشعار غنايي ذكر مي كنند ، صرفاً بدين دليل است كه مرثيه تراوش احساس و عواطف شاعر در مرگ و فقدان ديگري است.

از آن جا كه اين نوع شعر در يونان باستان با نواختن سازي به نام لير ( Lyre ) همراه بوده است ، به اين سبب آن را ليريك (Lyrique ) يا آوازي و غنايي مي خوانند.

در ادب اروپايي يا فرنگي اشعار غنايي كوتاه هستند و از اين جهت داراي محدوديت مي باشند و تقسيمات آنها بيشتر
بر اساس صورت ظاهري يا قالب آنهاست . ولي در ادب فارسي چنين محدوديتي وجود ندارد و اشعار غنايي بلند و شيوا چون ويس و رامين فخرالدين اسعدگرگاني و ليلي و مجنون و خسرو و شيرين نظامي و فرهاد و شيرين وحشي در آسمان ادب فارسي مي درخشند ، و در ادب فارسي تقسيمات اشعار غنايي اغلب بر اساس محتوا و درون مايه است.

ادامه نوشته

بررسي و تحليل خسرو و شيرين نظامي و فرهاد و شيرين وحشي(قسمت دوم)

آگاهي خسرو از عشق شيرين و فرهاد از ديگر حوادث و كردارهاي دو منظومة مزبور است . طريقة آگاهي خسرو از اين ماجرا در هر دو منظومه يكسان است و اندك تفاوتي درعكس العمل خسرو از شنيدن اين خبر دارد .

در منظومة نظامي ، محرمي از نزديكان درگاه خسرو ، خبر عشق فرهاد به شيرين را به عرض شاه مي رساند و سخني چند از آتش اشتياق فرهاد به شيرين براي خسرو نقل مي كند. نكته قابل توجه اين است كه وقتي خسرو اين خبر را مي شنود ، ميلش به شيرين دو چندان مي گردد . چون دو بلبل در عشق يك گل بهتر مي سرايند . گويي خسرو باور نداشته كه شيرين
مي تواند عاشقان بي شماري داشته باشد لذا با شنيدن اين خبر ، ميلي وافر نسبت به شيرين پيدا مي كند.

خسرو به محض شنيدن اين خبر دست به كار مي شود و عزم جزم مي كند. نزديكان را به درگاه مي خواند و با آنها در كار فرهاد به شور مي نشيند و سرانجام تصميم برآن مي گيرند كه فرهاد را به مناظره با خسرو بخوانند و با زر و مال چشم دل او را بسته ، از عشقش منع كنند.

ادامه نوشته

جستاري در دستگاه مطابقه ي زبان فارسي

     بين روساخت نحوي يك اثر يا قطعه ي زباني باانديشه و طرح ذهني صاحب آن رابطه ي تنگاتنگ وجود دارد.ساخت نحوي يك اثر بي تاثير ازساخت معنايي آن نيست،به طوري كه مي توان بادقت و تامل درروساخت تاحدودي به انديشه ونيت آفريننده ي آن روساخت پي برد.هرطرح ذهني وساخت معنايي نمي تواند درهرقالب وتوالي نحوي ظاهر شود وصراحت و رسانگي لازم را داشته باشدواين حكايت از نظام مندي دستگاه زبان دارد،حتي يك دستگاه بسيار جزيي از دستگاه دستوري زبان به نام "مطابقه"(concord) نيز ازاين حقيقت مستثنا نيست وبه همين دليل است كه دستگاه مطابقه ي موجود درآثار زباني تحت يك الگو وطرح واحد وثابت تعريف نمي شودوهراثر يا قطعه ي زباني مي تواند دستگاه مطابقه ي مخصوص به خود داشته باشد.لذا براي زباني مثل زبان فارسي نمي توان يك طرح يا الگوي واحد از دستگاه مطابقه ارايه داد.دراين مقاله نويسنده با بررسي دستگاه مطابقه ي كتاب "فرار ازمدرسه " ي استاد زرين كوب و مقايسه ي آن با طرح موجود از مطابقت گروه فعلي با نهاد يا مسنداليه جمله درزبان فارسي  به اين نكته ي مهم پرداخته ام

ادامه نوشته

سلوک شعر( قسمت اول)

 

در نقد ادبی نظری در خصوص ماهیت و جوهر شعر، بسیار سخن گفته شده؛ عده ای آن را لطیفه ای ربانی و موهبتی آسمانی و محصول بی خویشی و الهام می دانند و برخی به عکس الهام و جذبه را منکر می شوند. افلاطون در رساله يون (Ion) مي‌گويد: شاعر بي‌ارزش اگر از الهام فيض برد تواند كه شعري والا بپردازد حال آن كه شاعري توانا اگر از الهام محروم مانده باشدكه در ساختن چيزي با ارزش عاجزآيد: همر در شعر خود بارها از موزيه (muse) الهه شعر مدد خواسته است پرسي.بي.شلي شاعر انگليسي، در دفاعيه از شعرش مي گويد: شاعري همچون تعقل نيست تا قدرتي باشد معمول به دخالت اراده. شخص نمي‌تواند بگويد كه من شعر خواهم ساخت. حتي بزرگترين شاعر چنين نمي‌تواند بگويد زيرا كه ذهن در سير خلاقيت همچون افروخته زغالي است در افسردن كه نيرويي نامرئي همچون وزشي نامستمر به فروزشي  ناپدار بر مي‌انگيزدش اين نيرو از درون برمي‌خيزد... و بخش‌هاي آگاه طبيعت ما از آمدن و رفتنش بي‌خبر مي‌ماند. نظامي شعر را لهام مي‌داند. در مخزن‌الاسرارمي‌گويد:

                               بس كه سرم بر سر زانو نشست              تا سر اين رشته بيامد به دست

                               ايـن سفـر از راه يقيــن رفـته‌ام                راه چنـین رو كه چنين رفـته‌ام   

ادامه نوشته

  سلوک شعر( قسمت دوم)                                                                  

مقصود از نقد معنا آن است که آیا شاعر یا نویسنده مطلبی را که در خاطر داشته است، به اقتضای احوال درست و روشن بیان کرده است یا نه؟ و آیا در بیان آن معنا، سخن درست گفته است یا آن که گرفتار گزافه و پریشان گویی گردیده  و به اغراق و محال پرداخته است. و بالاخره اینکه شاعر یا نویسنده، آن اندیشه و فکر و سخنی که در دل داشته، توانسته است در ظرف مناسب لفظ به مخاطب انتقال دهد یا خیر؟

ابراهیم شیبانی می گوید: چون نویسنده ی بلیغ، معانی دقیق آرد و آنها را به لباس نظمی زیبا بیاراید و چنان کند که ادای آنها سهل و روان باشد و آن را دلربایی بسیار بخشد، این چنین معنی شیرین تر به دل نشیند و در جان مکانی بزرگ گیرد... و باید آن معنی را با  خواهران و همگنانش در یک صف نشاند و میان او و اشباه و نظایرش را جمع آورد.20

ادامه نوشته

گونه های سازگاری زبان وموسیقی درشعررودکی(بررسی برخی ساختارهای نحوی زبان رودکی)

رودکی علاوه براین که پدرشعرپارسی است،امیرسرزمین کلام وزبان پارسی نیزهست.اوچون شناخت علمی وافری اززبان پارسی دارد وزبان پارسی زبان مادری اوست وبه قول حمزه ی اصفهانی زبان بخارابهترین واصیلترین گونه ی زبان پارسی دری است،تغییرات وتصرفاتی که رودکی درزبان برای ایجاد سازگاری بین موسیقی وزبان شعر به کاربرده است ،آسیبی به زبان واردنساخته است وتغییرات اوبیشترازگونه ای است که زبان پارسی توانش وظرفیت پذیرش آن تغییرات رادارد.

 زبان نقش هاوعملکردهای مختلفی داردویکی ازنقش های زبان نقش ادبی آن است.نقش ادبی زبان ریشه دردیدگاه های اشکولفسکی((Shklovsروس وصورتگرایان چک چون موکارفسکی((Mukarovsky وهاورانک(Havranek) دارد.دستورزبان شعربادستورزبان هنجاروگفت وگوی غیررسمی متفاوت است.البته تشخیص مرزمیان زبان ادب یاشعربازبان هنجاردشوارومتفاوت است(ثرن/Thorne)بدین معناکه ازطریق گشتارهای زبان یک جمله ی ژرف ساختی به جمله ای روساختی بدل می شود.(رک:کوروش صفوی/1380/ص35)

     درشعرکلاسیک پارسی که شعری موزون ومقفی ومردف است  وموسیقی جوهره ومایه ی تخییل ومحاکات شعری است،شاعرملزم به رعایت وزن وقافیه است - که موسیقی بیرونی وکناری شعررابه عهده دارند.اماگاهی میان موسیقی شعروزبان آن تقابل وتعارض ایجاد می شودوشاعربرای حفظ وزن وموسیقی بناچاردرزبان وساخت آن دخل وتصرف می کندوتغییرایجاد می کند .این تغییر رامی توان نقطه ی سازش(compromise)خواند.

 

ادامه نوشته

بررسي شخصيت والاي پيامبر اكرم(ص) در حديقه الحقيقه سنايي

چكيده :

اين مقاله به بررسي شخصيت والا و بي عديل حضرت رسول ( ص) در حديقه ي سنايي پرداخته است . از آن جا كه اين اثر عظيم و حجيم اولين اثر مدون عرفاني منظوم در ادب فارسي است مملو از برجسته ترين توصيفات ، افكار . دقايق معرفتي . زباني ، بلاغي ، اشارات كلامي و قرآني است كه از جهت پختگي ، نوآوري و نوگويي مورد تقليد و اقتباس بسياري از شعراي پس از سنايي و حتي قرآن هم زمان او قرار گرفته است . باب سوم حديقه به پيامبر گرامي و نعت و منقبت او اختصاص دارد و بي ترديد پس از باب اول كه در توحيد باري تعالي است ، بهترين انديشه ها ، مضامين ، عواطف ، تصاوير، تعابير و تركيبات را در خود دارد .

نگارنده با گزينش ابياتي – غالباَ دشوار – از اين باب و شرح . تفسير و بازگويي انديشه . بلاغت ، زبان . اشارات قرآني ، عرفاني و كلامي مندرج در آن ها سعي نموده است به نمايش شخصيت غرض و سيد و سرور عالميان و منقبت گوي او در پهنه ي بي كران ادب فارسي بپردازد .

 كليد واژه : پيامبر . سنايي ، توصيف ، تصوير . شرح ، زبان . ساخت . معنا

ادامه نوشته

پژوهشي در پيوند زبان تاتي و كردي

معرفي زبان تاتي پيش از زبان كردي صرفاً از اين باب است كه زبان تاتي در محافل علمي از شهرت و آوازة كمتري برخوردار است.

واژة تات در تاريخ پرفراز و نشيب حيات خود معاني و مفاهيم متعددي داشته است. تركها بر هر ملتي كه غلبه مي‌كردند، آن ملت را «تات» مي‌خواندند. لفظ تات به زعم آنان هر ايراني غير ترك را شامل مي‌شده است. در متن تركي زير «تات» به معني ايراني است :

«گوموشي ويرديم تاتا * تات منه داري ويردي * داريني سپيدم قوشا * قوش منه قانات ويردي * قانادلانديم اوچماقا * حق قاپوسين آچماقا * [i]

يعني پول را به تات دادم * تات به من ارزن داد * ارزن را به مرغ دادم * مرغ به من بال و پر داد * بال و پر پرواز را گشودم * تا در حق را باز كنم *

ادامه نوشته

بررسي و تحليل زبان دانشنامه علايي

مقاله حاضر كه به بررسي زبان دانشنامه و تحليل برخي از ويژگي‏هاي زباني آن تهيه شده است، اهداف زير را داشته است :

الف- هدف اصلي از پژوهش بررسي و تحليل برخي ويژگي زباني دانشنامه است كه جهت نيل به اين مقصود چند مقوله زبان را كه هنگام مطالعه توجه نگارنده را به خود جلب كرده است، مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است.

ب- يكي از اهداف فرعي يا كناري اين تحقيق اثبات تناسب روساخت يك اثر با موضوع، طرح ذهني و انديشه صاحب اثر است.

ج- هدف فرعي ديگر نشان دادن پاره‏اي از ويژگي‏هاي زبان فارسي قرون چهارم و پنجم در دانشنامه علايي به عنوان برجسته‏ترين و مهمترين اثر در موضوع علوم اوايل است و همچنين نشان دادن استعداد و توانايي زبان فارسي در بيان موضوعات فلسفي و علمي است.

ادامه نوشته

سوال واغراض ثانوی آن آدرغزلیات حافظ

غرض اصلی سوال در زبان خبر و ارجاع، طلب آگاهی و اطلاع است. جملات سوالی از انواع جملات انشايی هستند که درستی و نادرستی آن ها را نمی توان دريافت. سوال در زبان ادبيات به دلايلی چند در غرض اصلی خود به کار نمی رود، بلکه در بردارنده ی غرض ثانوی و فرعی است. موضوع سوال و کاربرد آن با اغراض ثانوی، از مباحث علم معانی است. گاهی خبر، امر، نهی و عواطف به اقتضای حال و افزونی تاثير بر مخاطب در قالب سوال مطرح می شود. يعنی گوينده با نيت تاثير بر مخاطب امر يا نهی و خبر خود را به صورت سوال بيان می کند. از ديگر سو چون در ادبيات مخاطب مشخص و واقعی ممکن است وجود نداشته باشد، لذا سوال ادبی غالباً بی پاسخ خواهد بود زيرا که گوينده پاسخ را می داند و از اين منظر می توان سوال ادبی را سوال بلاغی خواند. در اين مقاله نويسنده به بررسی انواع سوال از حيث  ساخت سوال و هم از جهت بسامد کاربرد سوال در  اغراض ثانوی در غزليات حافظ پرداخته است تا  جايگاه سوال و اغراض ثانوی سوال را در ادبيات بهتر و گسترده تر بنمايد.

ادامه نوشته

گذري بر ابهام در شعر نيما

من چهره‏ام گرفته / من قايقم نشسته به خشكي

فرياد مي‏زنم / در راه پر مخافت اين ساحل خراب

و فاصله است با آب / امدادي اي رفيقان با من

گل كرده است پوزخندشان امّا / برمن / بر قايقم كه نه موزون

بر حرفهايم درچه ره و رسم / بر التهابم از حد بيرون (1)

 

          نيما در شعر فوق حال خود و شعرش را توصيف مي‏كند . شعر «آهنگرش» نيز چنين توصيفي است و تمثيلي است از او و شيوة شاعري‏اش .

 

ادامه نوشته

تأملی در زبان تاریخ گزیده ی حمدالله مستوفی

تاریخ گزیده یکی از کتب ارزنده تاریخ عهد مغول و خاندان چنگیز است. این اثر همسنگ چند کتاب تاریخی ارزنده ی دوره ی استیلای مغول بر ایران است . کتاب هایی چون تاریخ جهانگشا اثر عطاملک جوینی ، جامع التواریخ رشیدالدین فضل الله وتاریخ وصاف از وصاف الحضره . اما در میان این آثار مصنوع و دشوار، خلاف آمد سبک رایج و خروج و انحراف از شیوه تاریخ نویسی را مشاهده می کنیم و آن تاریخ گزیده اثرارزنده مورخ نامی قرون 7و8 هجری ،حمدالله مستوفی، است .

    نثر روان ، واژه ها و ترکیبات رسا و شیرین پارسی ، تعادل در به کارگیری واژه ها، اصطلاحات و عبارات عربی ، استفاده ی  بجا و لازم و بخردانه از آیات و احادیث و اشعار در خور و نکته دار ، موسیقی و هارمونی ذاتی واژگان وعبارات ، جمله پردازی بسیار هنرمندانه و آگاهانه ، دقت و ظرافت در کاربرد افعال ، تصرف در توالی گروه ها و واژه ها در محور هم نشینی زبان ، به کارگیری و آفرینش تصویرهای روان به حکم اقتضای حال ، حفظ بلاغت و تناسب زبان با حال و هوا و اندیشه و ادراک مخاطب و... از ویژگی های زبانی و بلاغی تاریخ گزیده است که با تأملی عمیق نویسنده این مقاله را به پژوهش و تحقیق در این اثر واداشت و سائقه ای شائق در او جهت تحلیل برخی از مختصات زبانی آن ایجاد کرد .

 

ادامه نوشته

بن مایه های ادبی داستان

  ازدیرباز درماهیت وجوهر ادبیات بحث وگاه نزاع بوده است .درخصوص اين كه چه چيزي از يك نوشته ي ادبي خصوصا نظم ، ادبيات مي سازد ،ارسطو جوهر شعر را محاكات مي داند.(  ارسطو/فن شعر/ص113)  افلاطون شعر را تقليدی تخييلي و ابــــــداعي ازطبیعت تعريف می کند(زرین کوب/ص52) .عبدالقاهر جرجانی نیز به توسع ادبیات رانتیجه ی دلالت ثانوی الفاظ می داندوازاین دلالت به"معنیٍ معنی "تعبیرمی کند.(عبدالقاهرجرجانی /ص330) برخـــي ادبيات را نتيجه ي هنجار گريزي وقاعده افزايي در زبان تلقی می کنند.( به نقل از صفوي /ص33) . دسته اي از صاحب نظران واديبان خيال يا تصوير را جوهر شعر وادب مي شمارند و وظيفه ي ايماژهايي چون استعاره و تشبيه را انتقال عواطف والاي انساني قلمداد مي كنند ( شفيعي كدكني /صورخیال درشعرفارسی/ص10) درقرون اخير زبان شناسان با استمداد از مكتب هاي مختلف زبان شناختي به تحليل ماهيت ادبيات به عــنوان يك پــديده ي زباني پرداخته اند . همين دسته ، ادبيات و جوهر آن رادر گــرو "نشـانه "مي دانند و نشانه را به " دلالت يك دال با حفظ مدلول اولي بر مدلولي ثانوي " تعريف مي كنند (حق شناس / ص40-45) و اين تعريف با كمي توسع محاكات با لفظ ارسطو و"معنی معنی "عبدالقاهراست که شامل استعاره ومجاز مي شود.

   حال سوال اين است كه اگر ادبيات عرصه ي حضور نشانه هاست و نشانه را به صورت ياد شده تعريف مي كنيم ، داستان چگونه وارد عرصه ي ادبيات مي شود ؟ آيا مي توان كل داستان را نشانه اي از يك مدلول ثانوي دانست ؟ چـون با تعريفي كه از نشانه شد ،بسياري از داستان ها فاقد نشانه وبه توسع فاقد صور خيال هستند، اما داستان ومهمتر ادبيات اند.

ادامه نوشته

بررسي تطبيقي برخي عناصر داستاني خسرو وشيرين وفرهاد و شيرين

       در ميان انواع و گونه هاي ادب غنايي داستان هاي منظوم عاشقانه لطفي ديگر دارند 0 اين داستان ها در قالب مثنوي از رايجترين گونه ي ادب ديرپاي كلاسيك فارسي بوده اند0 قصه هاي رايج وساير در جامعه ايراني بـا قريحه وذوق سرشار و تواناي شاعراني چون نظامي وامير خسرو ووحشي و 000 جان ومايه گرفتند وبالطافت طبع وصراحت زبان وانديشه و جهان بيني آنان پخته و پرداخته شدند0 داستان هميشه دستمايه شاعران در بيان عواطف و تجربه هاي شاعرانه بوده است .

     بي ترديد نظامي از شاعران طراز اول داستان پرداز فارسي است كه سبك وهنر شاعريش در خمسه مورد عنايت شاعران بعداز خود بوده است 0 امير خسروآگاهانه از او تقليد كرده است 0 وحشي مثنوي هاي زيباي ناظر ومنظور وفرهاد وشيرين را به استقبال وتحت تاثير نظامي سروده است 0 اما در اين استقبال وتقليد ابداعـات در خور وارزنده اي داشته است تا اورا شاعر صرفا” مقلدبه شمار نياورد0

نگارنده در اين مقاله به بررسي تطبيقي دو منظومه سترگ وماندگار خسرو شيرين وفرهاد وشيرين پرداخته است ومشابهات ومفارقات آن دورا در برخي عناصرداستان در حد ضرورت نموده است 0

ادامه نوشته

نرگسان منثور بهار  (تأمل در برخی ویژگیهای نثر بهار)  

بهار از نسل و تبار نویسندگانی است که سهمی در خور و شایسته در تحویل نثر مغلق و پیچیده دوره قاجار به نثر ساده و روان امروز داشت اما درخشش و عظمت چهره شاعری او مجال ظهور و بروز به تراوشات فکری و تتبعات علمی و آفرینش های ذوقی دیگر او نداد. در حالی که در نثر و حتی نمایش نیز قریحه خود را آزمود و با غوص در این بحر عظیم نیز درر زیبا و پربهایی بر خزانه و گنجینه زبان و ادب فارسی افزود. نمایشهای «تودوبید»،
«قلب شاعر»، «چهار دختر» و «تربیت نااهل» در پرده ها و صحنه ها خوش درخشیده اند. تاریخ تطور نثر او مبدأ تاریخ سبک شناسی در ایران است. مقاله ها و خطابه های او که در شمار از مرز 300 گذشته اند و صد مقاله از آنها با تلاش یکی از دوستداران فرهنگ ایران به چاپ رسیده است، گواهی عدل بر توان این شخصیت برجسته در عرصه ادبیات منثور است.

سبک بهار علی الخصوص شیوه جمله بندی، ترکیب سازی زبان او نشان می دهد که تا چه حد بهار و نویسندگان معاصر او در پیدایش، تقویت و تحول سبک نثر دوره ی او موثر بوده است. هر چند اسلوب بیان بهار و معاصران او تحت نهضت و تحولی بود که در سایه انقلاب مشروطه در نثر پدید آمده بود.

ادامه نوشته

بررسي تحليلي خمريه ابن فارض و حافظ

   با تأمل در ادب اقوام و ملل جهان مضامين و موضوعات مشترك بسياري مي‏توان يافت كه يكي از آن بسيارها وصف باده يا شراب است. شعري كه به توصيف باده ، جام ، صبوح ، ميكده ، مي فروش و ... مي‏پردازد خمريه مي‏نامند.

   خمريه سرايي در عالم اسلام ، پيشينه دار است و گونه گون . خمريه‏هاي عصر عباسي چون خمريه ابونواس و ابن معتز ، وصف بادة انگوري و لذايذ جسماني است امّا خمريه‏هاي بعد از ابن فارض از گونه‏اي ديگر است و آن توصيف و تصوير باده محبت الهي است كه بي ترديد ابن فارض آغازگر آن بوده است.

   در ادب فارسي نيز خمريه سرايي چون بسياري از موضوعات و مضامين نفوذي از طريق تقليد رواج يافت و تقريباً سيري چون خمريه‏هاي عرب داشته است بدين معني كه خمريه‏هاي رودكي، فرخي ، معزي و بخصوص منوچهري دامغاني توصيف كننده باده انگوري بوده‏اند و خمريه‏هاي سنايي و عطار از نوع عرفاني و آسماني آن به حساب مي‏آيند. خمريه‏هاي عرفاني به شيوه‏اي و نگاهي لطيف‏تر و پرورده‏تر در اشعار عراقي ، مولانا ، حافظ و ... اوج مي‏يابند.

در اين پژوهش به بررسي تطبيقي خصوصاً محتوايي دو منظومه ارزنده خمريه ابن فارض و ساقي نامه حافظ پرداخته شده و وجوه اشتراك و اختلاف آن دو نموده گرديده است. امّا قبل از بررسي تطبيقي نگارنده به تحليل جداگانه هريك از اشعار اقدام نموده است تا كمكي به خواننده در دريافت بررسي تطبيقي شده باشد.

   حاصل و نتيجه عمدة اين بررسي چند نكته است : اول آن كه مضمون مزبور در شعر دو شاعر برجسته وجوه اشتراك فراواني در توصيف و ماهيت و چيستي دارد و اگر وجوه احتلافي در ان مشاهده مي‏گردد ناشي از اختلاف سبك ، زمان ، قالب و گاه بندرت اختلاف نگاه صاحبان اثر به جنبه‏هاي فرعي و حاشيه‏اي آن مضمون مي‏باشد. دوم آن كه حافظ در سرودن ساقي نامه خود به خمريه ابن فارض توجه بسيار داشته است و به تقليد آگاهانه از او پرداخته است.

ادامه نوشته

تأملي در جنبه‏هاي زيبايي شناختي رديف

مقاله حاضر پژوهشي است در « رديف »كه از ديرباز به عنوان يكي از مهمترين عوامل موسيقي‏ساز شعر مدنظر شاعران و شعرشناسان بوده است. وظيفه آفرينش موسيقي كناري شعر بر عهدةقايفه و رديف است. رديف علاوه بر كاركرد موسيقايي كاركردهاي ديگري نيز دارد كه از آن جمله است كاركرد بلاغي يا زيبايي شناختي ، يعني نقش رديف در آفرينش ايماژها و تصاوير شعري وهمچنين ساخت يا افزايش بلاغت كلام ادبي. اين پژوهش از جنبه‏ها و كاركردهاي زيبايي شناختي رديف صرفاً كاركرد رديف‏هاي مركب در موزه علم معاني را مورد تجزيه و تحليل قرار داده است و نگاهي بسيار محدود و گذراست بر تبيين اين نظر كه رديف مي تواند سهم بسزايي در آفرينش عناصر زيبايي‏ساز كلام  ادبي نيز داشته باشد و بتحقيق همين نكته مي تواند چندين مقاله مسلسل را تشكيل دهد.

نكته ديگر دراين مقاله آن است كه تمام مصاديق و شواهدي كه ذيل انواع كاركردهاي بلاغي رديف به دست آمده و ذكر گرديده است از غزليات پرشور و شوق خواجه شمس الدين حافظ شيرازي است.

ادامه نوشته

مروري بر اقتضاي حال

اين مقاله به نقد و بررسي بسيار اجمالي بلاغت و اقتضاي حال كه مهمترين و اساسي‏ترين مبحث علم معاني است پرداخته است. نگارنده ضمن مروري گذرا بر پيشينه اقتضاي حال در فن خطابه و سخنوري و مطابقت آن با اقتضاي حال علم معاني ، با نقد و بررسي ترفند حصر يا قصر بلاغي كوشيده است تا ضرورت بازنگري مباحث علم معاني و انجام پژوهش‏هاي دقيق‏تر علمي را در اين عرصه ـ كه همواره دغدغه خاطر بزرگان اين علم بوده است ـ نشان دهد.

ادامه نوشته

سخني در قيد

مقالة حاضر بيان نكته‏اي ظريف دربارة برخي  قيدهاي مشترك است، و آن اين كه بسياري از قيدها صرفاً به خاطر تشابه و اشتراك واجي با صفت، حرف، فعل و ... قيد مشترك محسوب شده‏اند، درحالي كه  قيد مختص هستند و مقولة دستوري آنها نيز قيد است زيرا تكيه و آهنگ اين قيدها با تكيه و آهنگ و مفهوم صفت و فعل و حرف و ... تفاوت دارد و از آن جا كه تكيه و آهنگ از مميّزهاي معنا و مقوله‏ساز در زبان است و تكيه و آهنگ اين كلمات در مفهوم و كاربرد قيدي با تكيه و آهنگ كلمات مشابه در مفهوم و مقولة ديگر يكي نيست، لذا نوع يا مقوله دستوري اين قيدها، قيد است نه صفت و حرف و فعل. عدم توجه به نقش تكيه و تنها توجه به اشتراك واجي اين قيدها با كلمات مشابه در مقوله‏هاي ديگر سبب گرديده است، آنها را قيد مشترك بخوانند در حالي كه قيد مختص هستند.

ادامه نوشته

رويکردی به ايهام حافظ

ايهام از موضوعات بديع معنوی است. اين صنعت يکی از شگردهای زبانی است که در آن گوينده از واژه يا عبارت و جمله ای در کلام استفاده می کند که به جهت پیوندی که با ديگراجزاوسازه های کلام دارد،دو يا چند معنا رابه ذهن متبادرمی کند. دامنه ی شمول ايهام منحصر به واژه يا لفظ نيست بلکه عبارت وجمله را نيز در برمی گيرد. در اين مقاله از اين ترفند وشگرد شيرين هنری وانواع واقسام آن مخصوصاً انواع آن در محدوده عبارت وجمله در شعر حافظ سخن رفته است. حافظ با توجه به دانش ژرفی که به زبان فارسی داشته است, از اين شيوه استفاده بجا, مناسب واعجاب انگیز کرده است واگر سبک او را سبک ايهام می خوانند از اين روست. در شعر او غزلی نمی توان يافت که دارای ايهام نباشد. حافظ در اين شگرد هنری نوآوری هايي دارد که در اين مقاله سعی شده نموده شود.

ادامه نوشته

نقش تصاوير خيال در آفرينش وپيشرفت نوع ادبي داستان

     از روزگاران گذشته در خصوص  ماهيت ادبيات بحث بوده است 0 اين كه چه چيزي از يك نوشته ي ادبي خصوصا نظم ، ادبيات مي سازد 0 برخي جوهر شعر را محاكات مي دانند( ارسطو / فن شعر) 0 گروهي شعر را تقليد تخييلي ابــــــداعي تعريف كرده اند ( افلاطون / مثل ) 0 برخـــي ادبيات را نتيجه ي هنجار گريزي وقاعده افزايي در زبان مي خوانند ( صفوي / 1380) 0 دسته اي از صاحب نظران واديبان خيال يا تصوير را جوهر شعر وادب مي شمارند و وظيفه ي ايماژهايي چون استعاره و تشبيه را انتقال عواطف والاي انساني قلمداد مي كنند 0 ( شفيعي كدكني / 1366) در اين نيم قرن اخير كه زبان شناسي به عنوان يك علم در ايران جايي درخور پيدا كرده است ، زبان شناسان با استمداد از مكتب هاي مختلف زبان شناختي به تحليل ماهيت ادبيات به عــنوان يك پــديده ي زباني نگريسته و نظرهاي ارزنده و صايبي را ارايه داشته اند 0 همين دسته ، ادبيات و جوهر آن رادر گــروه ((نشـانه ))مي دانند و نشانه را به  (( دلالت يك دال با حفظ مدلول اولي بر مدلولي ثانوي )) تعريف مي كنند ( علي محمد حق شناس / كتاب ماه / 82) و اين تعريف با كمي توسع محاكات با لفظ ارسطوستكه شامل استعاره ومجاز مي شود0

   حال سوال اين است كه اگر ادبيات عرصه ي حضور نشانه هاست و نشانه را به صورت ياد شده تعريف مي كنيم ، داستان چگونه وارد عرصه ي ادبيات مي شود 0 آيا مي توان كل داستان را نشانه اي از يك مدلول ثانوي دانست . چـون با تعريفي كه از نشانه شد ،بسياري از داستان ها فاقد نشانه وبه توسع فاقد صور خيال هستند، اما داستان ومهمتر ادبيات اند0 در اين مقاله نويسنده سعي دارد نقش و سهم تصويرهايي چون استعاره،تشبيه،مجاز و ديگر انواع آن رادر ايجاد وپيشرفت نوع ادبي داستان نشان دهد 0

ادامه نوشته

تاملي در تشبيهات عكس،تفضيل،جمع وتسويه

تشبيه يكي از  مهمترين وگسترده‌ترين تصويرهاي شعري است. ازاين عنصرخيال بانظربه،شكل ،ماهيت اركان وعناصرتشكيل دهنده  ي آن انواع واقسام پرشماري ارايه گرديده است وبه همين جهت پرتنوعترين عنصرخيال است.

  گاهي درتقسيماتي كه ازتشبيه  ارايه مي شود، ضروري است ازچند منظر به صورت توام به تشبيه  نگريست.اكتفا به يك منظر يا زاويه ي خاص مارا به هدف وغرضي كه آن نوع خاص از تشبيه براي آن پديد آمده،رهنمون نمي گردد .به تعبير بهتر اگرتشبيه را به لحاظ شكل تقسيم بندي مي كنيم بايد  علاوه برفرم ياشكل ظاهري تشبيه ،به وجه شبه آن نيزتوجه داشته باشيم. صرف جابه جايي طرفين تشبيه ،تشبيه معكوس يا مقلوب نمي سازدواگربه وجه شبه آن عنايت نكنيم ،هدف وغرض ازآن كه نوكردن وايجاد اغراق بيشتر است ،به دست نمي آيد،زيرااغراق دراين تشبيه زماني خودرا مي نمايد كه وجه شبه پيش ازعكس كردن(تشبيه اول) وپس ازآن (تشبيه دوم)ثابت وواحد باشد. بي‌توجهي به اين دقيقه سبب شده است كه برخي تعاريف  از انواع تشبيه ، ناقص و گاه اشتباه باشد.

نكته ديگر اين كه هنگام تحقيق در صورت‌ خيال تشبيه، بررسي پيشينه وتطورآن در دوران‌ها و اعصار مختلف ادب، امري ضروري است. علي الخصوص آن جا كه بحث از عكس كردن و تفضيل مشبه بر مشبه‌به پيش مي آيد.براي مثال بررسي تاريخ  تشبيه مارادرشناخت بهتروبازشناسي آسانتر تشبيه معكوس ياري مي دهد . اين توجه موجب مي شودتابه نوع ديگري ازتشبيه معكوس دست يابيم كه با نوع شكلي وفرمي آن متفاوت است.

ادامه نوشته

از خيل خيال(تأملي در وجه شبه و اهميت آن در تشبيه)

 تشبيه يكي از گسترده‌ترين تصويرهاي شعري و مايه آفرينش تصاويري چون استعاره است.بخشي از زيبايي و تاثير اين عنصر خيال در گرو وجه شبه ادعايي آن است، اين ركن تشبيه هر چه ادعايي‌تر باشد، زيبايي تشبيه بيشتر خواهد شد. وجه شبه دليل تشبيه است و اگر آن را اساسي‌ترين ركن تشبيه بدانيم، خطا نكرده‌ايم.

بررسي صورت تشبيه بدون عنايت ويژه به وجه شبه، كاري ناقص است و از اين باب كه وجه شبه مبناي بسياري از تقسيمات تشبيه و استعاره است، بهايش واضح و نياز به اثبات ندارد.

هدف اين مقاله تأكيد بر توجه به اهميت و جايگاه وجه شبه در پژوهش هاي بلاغي است و بيان اين نكته كه بي‌توجهي به اين ركن سبب شده است كه برخي تعاريف كه از انواع تشبيه ارائه شده، ناقص و گاه اشتباه باشد.

همين طور اثبات اين دقيقه كه در تعريف و تقسيم انواع صوري و شكلي تشبيه، چون عكس، تفضيل، تسويه و جمع عدم توجه به وجه شبه سبب شده است كه تعاريف ناقص و مثال‌ها و شواهد ناكارآمد باشند.

نكته ديگري كه در اين مقاله بر آن تأكيد شده است، آن است كه در بررسي صورت‌هاي خيال، توجه و پرداختن به پيشينه و تاريخ و تطور صورت خيال در دوران‌ها و اعصار مختلف ادب، امري ضروري است. علي الخصوص آن جا كه بحث از عكس كردن و تفضيل مشبه بر مشبه‌به است.

 

 

 

ادامه نوشته