سوال واغراض ثانوی آن آدرغزلیات حافظ

غرض اصلی سوال در زبان خبر و ارجاع، طلب آگاهی و اطلاع است. جملات سوالی از انواع جملات انشايی هستند که درستی و نادرستی آن ها را نمی توان دريافت. سوال در زبان ادبيات به دلايلی چند در غرض اصلی خود به کار نمی رود، بلکه در بردارنده ی غرض ثانوی و فرعی است. موضوع سوال و کاربرد آن با اغراض ثانوی، از مباحث علم معانی است. گاهی خبر، امر، نهی و عواطف به اقتضای حال و افزونی تاثير بر مخاطب در قالب سوال مطرح می شود. يعنی گوينده با نيت تاثير بر مخاطب امر يا نهی و خبر خود را به صورت سوال بيان می کند. از ديگر سو چون در ادبيات مخاطب مشخص و واقعی ممکن است وجود نداشته باشد، لذا سوال ادبی غالباً بی پاسخ خواهد بود زيرا که گوينده پاسخ را می داند و از اين منظر می توان سوال ادبی را سوال بلاغی خواند. در اين مقاله نويسنده به بررسی انواع سوال از حيث  ساخت سوال و هم از جهت بسامد کاربرد سوال در  اغراض ثانوی در غزليات حافظ پرداخته است تا  جايگاه سوال و اغراض ثانوی سوال را در ادبيات بهتر و گسترده تر بنمايد.

ادامه نوشته

گذري بر ابهام در شعر نيما

من چهره‏ام گرفته / من قايقم نشسته به خشكي

فرياد مي‏زنم / در راه پر مخافت اين ساحل خراب

و فاصله است با آب / امدادي اي رفيقان با من

گل كرده است پوزخندشان امّا / برمن / بر قايقم كه نه موزون

بر حرفهايم درچه ره و رسم / بر التهابم از حد بيرون (1)

 

          نيما در شعر فوق حال خود و شعرش را توصيف مي‏كند . شعر «آهنگرش» نيز چنين توصيفي است و تمثيلي است از او و شيوة شاعري‏اش .

 

ادامه نوشته

تأملي در جنبه‏هاي زيبايي شناختي رديف

مقاله حاضر پژوهشي است در « رديف »كه از ديرباز به عنوان يكي از مهمترين عوامل موسيقي‏ساز شعر مدنظر شاعران و شعرشناسان بوده است. وظيفه آفرينش موسيقي كناري شعر بر عهدةقايفه و رديف است. رديف علاوه بر كاركرد موسيقايي كاركردهاي ديگري نيز دارد كه از آن جمله است كاركرد بلاغي يا زيبايي شناختي ، يعني نقش رديف در آفرينش ايماژها و تصاوير شعري وهمچنين ساخت يا افزايش بلاغت كلام ادبي. اين پژوهش از جنبه‏ها و كاركردهاي زيبايي شناختي رديف صرفاً كاركرد رديف‏هاي مركب در موزه علم معاني را مورد تجزيه و تحليل قرار داده است و نگاهي بسيار محدود و گذراست بر تبيين اين نظر كه رديف مي تواند سهم بسزايي در آفرينش عناصر زيبايي‏ساز كلام  ادبي نيز داشته باشد و بتحقيق همين نكته مي تواند چندين مقاله مسلسل را تشكيل دهد.

نكته ديگر دراين مقاله آن است كه تمام مصاديق و شواهدي كه ذيل انواع كاركردهاي بلاغي رديف به دست آمده و ذكر گرديده است از غزليات پرشور و شوق خواجه شمس الدين حافظ شيرازي است.

ادامه نوشته

مروري بر اقتضاي حال

اين مقاله به نقد و بررسي بسيار اجمالي بلاغت و اقتضاي حال كه مهمترين و اساسي‏ترين مبحث علم معاني است پرداخته است. نگارنده ضمن مروري گذرا بر پيشينه اقتضاي حال در فن خطابه و سخنوري و مطابقت آن با اقتضاي حال علم معاني ، با نقد و بررسي ترفند حصر يا قصر بلاغي كوشيده است تا ضرورت بازنگري مباحث علم معاني و انجام پژوهش‏هاي دقيق‏تر علمي را در اين عرصه ـ كه همواره دغدغه خاطر بزرگان اين علم بوده است ـ نشان دهد.

ادامه نوشته

نقش تصاوير خيال در آفرينش وپيشرفت نوع ادبي داستان

     از روزگاران گذشته در خصوص  ماهيت ادبيات بحث بوده است 0 اين كه چه چيزي از يك نوشته ي ادبي خصوصا نظم ، ادبيات مي سازد 0 برخي جوهر شعر را محاكات مي دانند( ارسطو / فن شعر) 0 گروهي شعر را تقليد تخييلي ابــــــداعي تعريف كرده اند ( افلاطون / مثل ) 0 برخـــي ادبيات را نتيجه ي هنجار گريزي وقاعده افزايي در زبان مي خوانند ( صفوي / 1380) 0 دسته اي از صاحب نظران واديبان خيال يا تصوير را جوهر شعر وادب مي شمارند و وظيفه ي ايماژهايي چون استعاره و تشبيه را انتقال عواطف والاي انساني قلمداد مي كنند 0 ( شفيعي كدكني / 1366) در اين نيم قرن اخير كه زبان شناسي به عنوان يك علم در ايران جايي درخور پيدا كرده است ، زبان شناسان با استمداد از مكتب هاي مختلف زبان شناختي به تحليل ماهيت ادبيات به عــنوان يك پــديده ي زباني نگريسته و نظرهاي ارزنده و صايبي را ارايه داشته اند 0 همين دسته ، ادبيات و جوهر آن رادر گــروه ((نشـانه ))مي دانند و نشانه را به  (( دلالت يك دال با حفظ مدلول اولي بر مدلولي ثانوي )) تعريف مي كنند ( علي محمد حق شناس / كتاب ماه / 82) و اين تعريف با كمي توسع محاكات با لفظ ارسطوستكه شامل استعاره ومجاز مي شود0

   حال سوال اين است كه اگر ادبيات عرصه ي حضور نشانه هاست و نشانه را به صورت ياد شده تعريف مي كنيم ، داستان چگونه وارد عرصه ي ادبيات مي شود 0 آيا مي توان كل داستان را نشانه اي از يك مدلول ثانوي دانست . چـون با تعريفي كه از نشانه شد ،بسياري از داستان ها فاقد نشانه وبه توسع فاقد صور خيال هستند، اما داستان ومهمتر ادبيات اند0 در اين مقاله نويسنده سعي دارد نقش و سهم تصويرهايي چون استعاره،تشبيه،مجاز و ديگر انواع آن رادر ايجاد وپيشرفت نوع ادبي داستان نشان دهد 0

ادامه نوشته

تاملي در تشبيهات عكس،تفضيل،جمع وتسويه

تشبيه يكي از  مهمترين وگسترده‌ترين تصويرهاي شعري است. ازاين عنصرخيال بانظربه،شكل ،ماهيت اركان وعناصرتشكيل دهنده  ي آن انواع واقسام پرشماري ارايه گرديده است وبه همين جهت پرتنوعترين عنصرخيال است.

  گاهي درتقسيماتي كه ازتشبيه  ارايه مي شود، ضروري است ازچند منظر به صورت توام به تشبيه  نگريست.اكتفا به يك منظر يا زاويه ي خاص مارا به هدف وغرضي كه آن نوع خاص از تشبيه براي آن پديد آمده،رهنمون نمي گردد .به تعبير بهتر اگرتشبيه را به لحاظ شكل تقسيم بندي مي كنيم بايد  علاوه برفرم ياشكل ظاهري تشبيه ،به وجه شبه آن نيزتوجه داشته باشيم. صرف جابه جايي طرفين تشبيه ،تشبيه معكوس يا مقلوب نمي سازدواگربه وجه شبه آن عنايت نكنيم ،هدف وغرض ازآن كه نوكردن وايجاد اغراق بيشتر است ،به دست نمي آيد،زيرااغراق دراين تشبيه زماني خودرا مي نمايد كه وجه شبه پيش ازعكس كردن(تشبيه اول) وپس ازآن (تشبيه دوم)ثابت وواحد باشد. بي‌توجهي به اين دقيقه سبب شده است كه برخي تعاريف  از انواع تشبيه ، ناقص و گاه اشتباه باشد.

نكته ديگر اين كه هنگام تحقيق در صورت‌ خيال تشبيه، بررسي پيشينه وتطورآن در دوران‌ها و اعصار مختلف ادب، امري ضروري است. علي الخصوص آن جا كه بحث از عكس كردن و تفضيل مشبه بر مشبه‌به پيش مي آيد.براي مثال بررسي تاريخ  تشبيه مارادرشناخت بهتروبازشناسي آسانتر تشبيه معكوس ياري مي دهد . اين توجه موجب مي شودتابه نوع ديگري ازتشبيه معكوس دست يابيم كه با نوع شكلي وفرمي آن متفاوت است.

ادامه نوشته

از خيل خيال(تأملي در وجه شبه و اهميت آن در تشبيه)

 تشبيه يكي از گسترده‌ترين تصويرهاي شعري و مايه آفرينش تصاويري چون استعاره است.بخشي از زيبايي و تاثير اين عنصر خيال در گرو وجه شبه ادعايي آن است، اين ركن تشبيه هر چه ادعايي‌تر باشد، زيبايي تشبيه بيشتر خواهد شد. وجه شبه دليل تشبيه است و اگر آن را اساسي‌ترين ركن تشبيه بدانيم، خطا نكرده‌ايم.

بررسي صورت تشبيه بدون عنايت ويژه به وجه شبه، كاري ناقص است و از اين باب كه وجه شبه مبناي بسياري از تقسيمات تشبيه و استعاره است، بهايش واضح و نياز به اثبات ندارد.

هدف اين مقاله تأكيد بر توجه به اهميت و جايگاه وجه شبه در پژوهش هاي بلاغي است و بيان اين نكته كه بي‌توجهي به اين ركن سبب شده است كه برخي تعاريف كه از انواع تشبيه ارائه شده، ناقص و گاه اشتباه باشد.

همين طور اثبات اين دقيقه كه در تعريف و تقسيم انواع صوري و شكلي تشبيه، چون عكس، تفضيل، تسويه و جمع عدم توجه به وجه شبه سبب شده است كه تعاريف ناقص و مثال‌ها و شواهد ناكارآمد باشند.

نكته ديگري كه در اين مقاله بر آن تأكيد شده است، آن است كه در بررسي صورت‌هاي خيال، توجه و پرداختن به پيشينه و تاريخ و تطور صورت خيال در دوران‌ها و اعصار مختلف ادب، امري ضروري است. علي الخصوص آن جا كه بحث از عكس كردن و تفضيل مشبه بر مشبه‌به است.

 

 

 

ادامه نوشته