سوال واغراض ثانوی آن آدرغزلیات حافظ
غرض اصلی سوال در زبان خبر و ارجاع، طلب آگاهی و اطلاع است. جملات سوالی از انواع جملات انشايی هستند که درستی و نادرستی آن ها را نمی توان دريافت. سوال در زبان ادبيات به دلايلی چند در غرض اصلی خود به کار نمی رود، بلکه در بردارنده ی غرض ثانوی و فرعی است. موضوع سوال و کاربرد آن با اغراض ثانوی، از مباحث علم معانی است. گاهی خبر، امر، نهی و عواطف به اقتضای حال و افزونی تاثير بر مخاطب در قالب سوال مطرح می شود. يعنی گوينده با نيت تاثير بر مخاطب امر يا نهی و خبر خود را به صورت سوال بيان می کند. از ديگر سو چون در ادبيات مخاطب مشخص و واقعی ممکن است وجود نداشته باشد، لذا سوال ادبی غالباً بی پاسخ خواهد بود زيرا که گوينده پاسخ را می داند و از اين منظر می توان سوال ادبی را سوال بلاغی خواند. در اين مقاله نويسنده به بررسی انواع سوال از حيث ساخت سوال و هم از جهت بسامد کاربرد سوال در اغراض ثانوی در غزليات حافظ پرداخته است تا جايگاه سوال و اغراض ثانوی سوال را در ادبيات بهتر و گسترده تر بنمايد.